از پایاننامهای ناتمام تا کتاب «هنر دینی»؛ یادگار سید مسعود مسعودیان
روایت یک ناتمام!
این کتاب، حاصل تلاقی اندیشه و یک راه ناتمام است؛ حاصل قلم پژوهشگری که میان عقل و خیال، میان تحقیق دانشگاهی و زیست شاعرانه، مسیری را آغاز کرد، اما مجال به پایان رساندن آن را نیافت.
زنده یاد سید مسعود مسعودیان، پژوهشگر هنر، خبرنگار، نویسنده، شاعر و هنرمندی حساس به جهان پیرامون، از جمله چهرههایی بود که زیست فکری او در مرز میان تأمل نظری و تجربه زیباشناختی شکل گرفت. او پیش از آنکه پژوهشگر هنر باشد، انسانی بود با دغدغه معنا؛ و پیش از آنکه به نظریه هنر دینی بیندیشد، در زبان شعر و دلنوشته، جهان را تجربه کرده بود. مجموعه شعر «شبهای تبآلود»[۱]، تنها بخشی از این تجربه زیسته است؛ تجربهای که ردّ آن را میتوان در سطرسطر این پژوهش نیز دنبال کرد.
سید مسعود، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر در دانشکده هنر دانشگاه شاهد بود. پایاننامه حاضر با عنوان «تحلیل مفهوم هنر دینی از دیدگاه آیتالله جوادی آملی» به راهنمایی جناب آقای دکتر محسن مراثی تدوین شد و مراحل علمی خود را طی کرد؛ تا آنجا که متن پایاننامه مورد مطالعه داور قرار گرفت و اصلاحات لازم نیز بر آن اعمال شد. با این همه، در روز بیستوششم مردادماه ۱۴۰۱، پیش از آنکه امکان دفاع رسمی از این اثر فراهم شود، در سانحه رانندگی، همراه با پدر و برادرزادهاش، جان خود را از دست داد و این پژوهش، ناتمام در آستانه دفاع باقی ماند.
آنچه اکنون پیش روی خواننده قرار دارد، نه یک پایاننامه صرف، بلکه کتابی برگرفته از یک پایاننامه ناتمام است؛ کتابی که با حفظ امانت علمی متن، و با حداقل مداخله و صرفاً در حد ساماندهی، ویرایش و صورتبندی کتابی، آماده انتشار شده است. کوشش گردآورنده بر آن بوده که زبان، منطق و مسیر فکری نویسنده حفظ شود و اثر، از هویت پژوهشی و اندیشگانی نویسنده فاصله نگیرد.
سید مسعود در این پژوهش، به سراغ یکی از منسجمترین نظریههای معاصر در باب هنر دینی رفته است؛ نظریهای که در منظومه فکری آیتالله العظمی جوادی آملی ریشه دارد و بر پیوند عقل، وحی، خیال و جمال محسوس استوار است.
انتخاب این موضوع، تصادفی نبود. او که خود زیست شاعرانه و هنری را تجربه کرده بود، سالها نیز بهعنوان خبرنگار در جلسات درس، سخنرانیها و محافل علمی حضرت آیتالله جوادی آملی حضور داشت و نزدیک به یک دهه با مبانی فکری و نظام اندیشهای ایشان از رهگذر پیگیری مستمر مباحث علمی و دینی آشنا شده بود. از همینرو، دغدغه او در این پژوهش، واکاوی نسبت میان هنر، معنا و دین نه در سطح احساس و ذوق فردی، بلکه در افق یک نظریه نظاممند، عقلانی و متکی بر حکمت اسلامی بود.
این اثر، پژوهشی مستقل درباره دیدگاههای حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در حوزه هنر دینی است و میکوشد با رویکردی علمی، مبانی و مؤلفههای این دیدگاه را از میان آثار معظم له بررسی و تحلیل کند.
این اثر، به تصریح خود نویسنده، به ساحت مرجعیت علمی و دینی حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی (مدّظلّهالعالی) تقدیم شده است؛ و نیز به پدر و مادرش، که دعای خیر آنان همواره بدرقه راه او بوده، و به فرزندانش، سیدرادمهر و سیدمهیار. این تقدیمنامه، نه تشریفات آغاز کتاب، بلکه نشانی از پیوند میان علم، خانواده، ایمان و مسئولیت انسانی در زیست فکری سید مسعود است.
در کنار وجه پژوهشی، نمیتوان از وجه شاعرانه سید مسعود چشم پوشید. دلنوشتهها و اشعار کوتاه او آینهای از روح ناآرام، حساس و جستوجوگر اوست؛ روحی که میان عشق، فقدان، آزادی، ایمان و تنهایی در رفتوآمد بود. شاید بیراه نباشد اگر گفته شود که همین تجربههای زیسته، زمینه درک عمیقتر او از مسئله «هنر دینی» را فراهم کرده بود؛ هنری که از نظر او، نه بازی و لهو، بلکه تلاشی برای پیوند عالم شهادت و غیب است.
این کتاب، اکنون، نهفقط گزارشی از یک تحقیق دانشگاهی، بلکه یادگار اندیشهای ناتمام است؛ اندیشهای که اگرچه در مسیر دانشگاهیاش متوقف شد، اما همچنان میتواند در فضای فکری و هنری ما سخن بگوید، الهام ببخشد و پرسش بیافریند.
امید آن است که انتشار این اثر، ادای دِینی باشد به پژوهشگری که نخواست هنر را از معنا جدا ببیند؛ و تلاشی باشد برای زنده نگهداشتن صدایی که خاموش شد، اما اندیشهاش هنوز میتواند شنیده شود.
این زحمت ناچیز را به سیدمسعود مسعودیان تقدیم میکنم؛ به دوستی که سالها در کنار او زیستم، با او اندیشیدم، شنیدم و نوشتم؛ و شاهد بودم که چگونه اندیشه، هنر و ایمان را در زندگی خویش به هم پیوند زد. این کتاب، تنها حاصل یک پژوهش دانشگاهی نیست؛ یادگار مسیری است که او با جان خویش پیمود.
به یادِ مسعود؛
دوستی که اندیشه را زیست و هنر را به ایمان پیوند زد…
سید هاشم شوقی
۲۶ مرداد ۱۴۰۵
[۱] . کتاب شبهای تب آلود، سرودههایی از سید مسعود مسعودیان است که در قالب «نو» و «سپید» با مضمون «عشق» و «اندوه» فراهم آمده است؛ این اثر در سال ۱۳۸۵ در کاشان انتشارات مرسل به چاپ رسید.
داغ روی داغ … زخم روی زخم…
کشته شدن ، عادت ما و شهادت کرامت ماست…
«ما شیعه علی بن ابیطالب هستیم»
ما داغها دیده ایم
ما غصه ها خورده ایم
ما گریه ها کرده ایم
ما ضجه ها زده ایم
اما
اما نشکسته ایم!
شیعه دیده است که سر امام معصومش روی نی، منزل به منزل رفته است…
شیعه دیده است که بدن امام معصومش را جلوی چشم خواهرش، تکه تکه کرده اند
شیعه دیده است که بدن شاهزاده را جلوی چشم پدر شرحه شرحه کرده اند …
شیعه داغها دیده است …داغها شنیده است …
اما نشکسته است!
ما صبر را از زینب کبری آموخته ایم…
همو که سر برادرش را جلوی او گذاشته اند تا تحقیرش کنند … خردش کنند ولی با چشمانی گریان ولی ایستاده و با هیبت می فرماید:
“ما رأیت الا جمیلا”
من غیر از زیبایی اینجا چیزی نمی بینم … به خدا سوگند! هرگز نور ما را نمیتوانید خاموش کنید …
نور خدا خاموش شدنی نیست…
این شهادتها و این خبرها برای ما تازه گی ندارد …
ما باور داریم که کل ارض کربلاست و کل یوم عاشورا …
ما در مکتب حسین علیه السلام
عاشق شهادت میشویم و در این راستا جز زیبایی نمیبینیم، اما این بدان معنا نیست که این داغها برای ما سنگین نیست..
داغ تو برایمان سنگین است، شهید عزیز! خیلی هم سنگین است😭
#سید_جاوید
#نور_خدا_خاموش_شدنی_نیست
#دلنوشته
گریه! زبانی برای سخن گفتن به رمز و راز!
… گریه! زبانی برای سخن گفتن به رمز و راز! آمیزه ای از سکوت و سخن! اجمال و تفصیل! استعاره و اشاره! در دردناک ترین و نا امیدترین لحظات!…
تا در مسیر هستیم، شانس رسیدن هست!
اِبنِهُشام!
دوست میخوای؟ رفیقِ شفیق میخوای؟
فقط ما!
جُز با ما با کسی رفاقت نکن! به کسی دل نبند!
همه تو رو رها میکنند؛
ولی ما اهلِبیت از شما غافل نیستیم! در هیچ حالتی! حتی در قبر و حَشر!
اینو امام صادق علیه السلام فرمودند!
مزار؛ مراسم چهار جمعه به جای چهلم!
در ایران مجلس ترحیم و سوگواری برای فوت بستگان، معمولا در روز سوم، شب هفت، شب چهل، و شب سال بر پا می شود، ولی در بعضی از مناطق از جمله روستای مزار تفاوت هایی در این مراسم ها وجود دارد. ادامه مطلب …
کربلا یعنی کربلای ۴
▪️«امشب، عاشورای امام حسین است؛ آمده ایم که به تکلیف خودمان عمل کنیم، هر کسی ذره ای در دلش شکی وجود داره، ترس داره، منتظر داره، دلش جایی گیره، یا علی مدد! … فانوس ها را خاموش کنید!»
ادامه مطلب …سلام حضرت عشق!
سلام آقای مهربونم … تولدت مبارک!? راستش همیشه خیال می کردم ما ایرونی ها، رومون به امام رضا علیه السلام باز شده و خودمونی با آقا صحبت میکنیم … اما دیدم نه! اینقد لطف و عنایتش رو بی منّت و بی حد و حصر برای همگان داره که از همه دلبری کرده و همه باهاش خودمونی شدن … ادامه مطلب …
در زندگی هامون، به بخشیدن های بی منت عادت کنیم
همه مون داستان بخشیدن افطاری توسط امیرالمومنین و حضرت زهرا در سه شب متوالی به مسکین و فقیر و اسیر رو شنیدیم،
در نقل مشهور آمده است:
امام حسن و حسین(علیهم السلام) به شدت مریض شدند، به گونهاى که همه اصحاب پیامبر از آنان عیادت کردند. مولا علی علیه السلام نذر میکند که اگر خداوند فرزندانش را شفا دهد، سه روز روزه بگیرد، حضرت فاطمه و حسنین نیز که نذر پدر را شنیدند، همین نذر کردند.
خداوند آنها را شفا داد، و آنان برای ادای نذرشان سه روز را روزه گرفتند. روز اول هنگام افطار مقدار نانی را که برای افطاری تهیه کرده بودند، به فقیری که در خانه را زد و تقاضای غذا کرد، دادند، روز دوم به یتیم و روز سوم به اسیر و به این ترتیب سه روز را فقط با آب روزه گرفتند که این آیات «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» نازل شد.
اما یه نکته خیلی جالب ادامه مطلب …
سرباز وطن؛ تو فراموش شدنی نیستی!
در این هیاهوی تبلیغات انتخاباتی، اتفاقی افتاد تا یادمان نرود مردان واقعی مردانی هستند که امنیت را برای ما تأمین میکنند … روحت شاد سرباز وطن?
چقدر نوشتن برا تو سخت است… وقتی بغض ها با دیدن تصویرتان می گیرد و راه کلام را می بندد… و واژه ها چقد حقیرند برای گفتن از شما …. ما باید هنوز از خودمان و خودخواهی ها و منیت های خودمان بگوییم و به سر و کله هم بزنیم … ما کجا و نوشتن از شما کجا! … .
سرباز عزیز !
نمی دانم باید از شهادتت خوشحال بود یا ناراحت؟! چرا که نمی دانم برایت از فعل «رفتن» استفاده کنم یا از فعل «رسیدن»؟! … اما حدس می زنم شاید مادرت بیش از اینکه از «رفتنت» ناراحت باشد از «رسیدنت» خوشحال است… البته این را آهسته بگویم: تو اولین بار بود که شهید می شدی! اما مادرت از لحظه ای که شنیده بود باید در لب مرز خدمت کنی، هر شب شهید شد! … شاید او امشب آرام بخوابد! … .
سرباز عزیز!
حالمان خوب نیست … واژه ای هم ندارم تا تو را بستایند … اما این را بدان که تو فراموش شدنی نیستی حتی اگه در تلویزیون، هیچ وقت و زمانی را به تو اختصاص ندهند! … ادامه مطلب …
امام علی علیه السلام: حقوق انسان کافر هم باید رعایت شود…
هر وقت به مناسبت چشمم به این بخش از عهدنامه امام علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر میخوره، غرق در لذت میشم:
ای مالک! بدان همه انسان ها مسلمان نیستند؛ اگر مسلمان هستند که برادر دینی تو هستند و اگر کافرند، بالاخره بشر که هستند! آنها دارای حقوقی هستند که باید رعایت شود… با مردم مهربان باش!









