کربلا یعنی کربلای ۴

▪️«امشب، عاشورای امام حسین است؛ آمده ایم که به تکلیف خودمان عمل کنیم، هر کسی ذره ای در دلش شکی وجود داره، ترس داره، منتظر داره، دلش جایی گیره، یا علی مدد! … فانوس ها را خاموش کنید!»

ادامه مطلب …

سلام حضرت عشق!

سلام آقای مهربونم … تولدت مبارک!? راستش همیشه خیال می کردم ما ایرونی ها، رومون به امام رضا علیه السلام باز شده و خودمونی با آقا صحبت میکنیم … اما دیدم نه! اینقد لطف و عنایتش رو بی منّت و بی حد و حصر برای همگان داره که از همه دلبری کرده و همه باهاش خودمونی شدن … ادامه مطلب …

در زندگی هامون، به بخشیدن های بی منت عادت کنیم

همه مون داستان بخشیدن افطاری توسط امیرالمومنین و حضرت زهرا در سه شب متوالی به مسکین و فقیر و اسیر رو شنیدیم،

در نقل مشهور آمده است:

امام حسن و حسین(علیهم السلام) به شدت مریض شدند، به گونه‏اى که همه اصحاب پیامبر از آنان عیادت کردند. مولا علی علیه السلام نذر میکند که اگر خداوند فرزندانش را شفا دهد، سه روز روزه بگیرد، حضرت فاطمه و حسنین نیز که نذر پدر را شنیدند، همین نذر کردند.

خداوند آنها را شفا داد، و آنان برای ادای نذرشان سه روز را روزه گرفتند. روز اول هنگام افطار مقدار نانی را که برای افطاری تهیه کرده بودند، به فقیری که در خانه را زد و تقاضای غذا کرد، دادند، روز دوم به یتیم و روز سوم به اسیر و به این ترتیب سه روز را فقط با آب روزه گرفتند که این آیات «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً» نازل شد.

اما یه نکته خیلی جالب ادامه مطلب …

سرباز وطن؛ تو فراموش شدنی نیستی!

در این هیاهوی تبلیغات انتخاباتی، اتفاقی افتاد تا یادمان نرود مردان واقعی مردانی هستند که امنیت را برای ما تأمین میکنند … روحت شاد سرباز وطن?
چقدر نوشتن برا تو سخت است… وقتی بغض ها با دیدن تصویرتان می گیرد و راه کلام را می بندد… و واژه ها چقد حقیرند برای گفتن از شما …. ما باید هنوز از خودمان و خودخواهی ها و منیت های خودمان بگوییم و به سر و کله هم بزنیم … ما کجا و نوشتن از شما کجا! … .

سرباز عزیز !
نمی دانم باید از شهادتت خوشحال بود یا ناراحت؟! چرا که نمی دانم برایت از فعل «رفتن» استفاده کنم یا از فعل «رسیدن»؟! … اما حدس می زنم شاید مادرت بیش از اینکه از «رفتنت» ناراحت باشد از «رسیدنت» خوشحال است… البته این را آهسته بگویم: تو اولین بار بود که شهید می شدی! اما مادرت از لحظه ای که شنیده بود باید در لب مرز خدمت کنی، هر شب شهید شد! … شاید او امشب آرام بخوابد! … .

سرباز عزیز!
حالمان خوب نیست … واژه ای هم ندارم تا تو را بستایند … اما این را بدان که تو فراموش شدنی نیستی حتی اگه در تلویزیون، هیچ وقت و زمانی را به تو اختصاص ندهند! … ادامه مطلب …

امام علی علیه السلام: حقوق انسان کافر هم باید رعایت شود…

هر وقت به مناسبت چشمم به این بخش از عهدنامه امام علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر میخوره، غرق در لذت میشم:

ای مالک! بدان همه انسان ها مسلمان نیستند؛ اگر مسلمان هستند که برادر دینی تو هستند و اگر کافرند، بالاخره بشر که هستند! آنها دارای حقوقی هستند که باید رعایت شود… با مردم مهربان باش!

ادامه مطلب …

زندگی زیباست؛ زیبایی را باید تکرار کرد…

ما معمولا زندگی هامون رو یا در حسرت از گذشته و نق زدن ها سر میکنیم، یا در آرزو و آمال ها آینده ای نامعلوم…

غافلیم از اینکه آنچه داریم در بحث های پوچ گاه و بیگاه روزانه و حسرت ها و نق زدن ها از دست میدیم، اسمش «زندگی» است…

ادامه مطلب …

دوست داشتن همدیگه فراموش نشه؛ زمان همیشه از آن ما نیست

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است***ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است…

امسال هم با تمام غم و شادی ها، زیبایی ها و زشتی ها، کینه ها و محبت ها، دل به دست آوردن ها و دل شکستن ها گذشت …

تلخ ترین اتفاق امسال، از دست دادن عزیزانی بودند که در کنارمان بودند، با خنده هایمان خندیدند و با گریه هایمان گریستند، ولی الان نیستند تا صدای آرامش بخششان را در  کنار سفره هفت سین داشته باشیم ؛ یا مقلب القلوب و الابصار …. ادامه مطلب …

حواسم به بزرگ شدن پدر و مادرم نبود!

شب تا صبح بیدار بودم و گریه میکردم و او بالای سرم بیدار بود …
چند سالی گذشت و بزرگتر شدم؛

از خواب بیدار که می شدم، غرزدن هایم شروع میشد: من چایی میخوام، با نبات، نبات زعفرونی … وای چقد دیر میاری … من اصلا چایی نمیخوام!

و چند سالی گذشت و من بزرگتر شدم؛…
صبحونه نمیخوام، من امروز مدرسه نمیرم ، اصلا مریضم ، حوصله ندارم…

و من داشتم بزرگتر می شدم؛ …
کسی حتی جرأت نداشت پتو رو از رو سرم بکشه اونور، چون من خوابم می اومد!

و من با سرعت تمام داشتم سالهای عمرم رو پشت سر می گذاشتم، …
به جای سلام و صبح به خیر ، اول از همه گوشی رو برمی داشتم، باید چک میکردم  ببینم دیشب رفقا تو گروه های مجازی چی گفتن …

یک روز صبح من از خواب بیدار شدم، ولی خبر رسید که او از خواب بیدار نشده!!!

تو کل این سالها، من اصلا حواسم نبود همین طور که من دارم بزرگ میشم، پدر و مادرمم دارن بزرگ میشن، نه! منظورم اینه که دارن پیر میشن …

ادامه مطلب …

سلام حضرت مادر، سلام حضرت عشق…

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد…

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بیقرار توایم
اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم
فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست
“کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

«سید حمید رضا برقعی»

ادامه مطلب …

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سید هاشم شوقی است.